قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4826

تاريخ الفي ( فارسى )

و منطاش در اين سال به نواحى حلب آمده و شكست يافته گريخت و از آب فرات گذشته . و فرمانده هندوستان در اين سال اسلام خان را به استيصال هرسنگ راى « 1 » فرستاد و خود به جانب اتاوه رفت . و هرسنگ [ راى ] با اسلام خان جنگ كرده شكست يافت و آخر صلح كرده همراه اسلام خان به دهلى آمد . و سلطان مقدمان اتاوه را در حصار درآورد و ايشان اندك جنگى كرده شب قلعه را گذاشته گريختند . و سلطان قلعهء اتاوه را خراب كرده به قنّوج « 2 » رفت و آن نواحى را تاخته به چيتره « 3 » آمد و حصارى ساخته محمدآباد نام كرد . و حاكم دهلى عرضه داشت كرد كه اسلام خان بعد از معاودت از خدمت سر مخالفت دارد و عزيمت كرده كه به جانب لاهور و ملتان رفته فتنه برانگيزد . و سلطان به تعجيل روان شده به دهلى آمده اسلام خان را به حضور آورده پرسش فرمود . او انكار كرده برادرزادهء اسلام خان در حضور اسلام خان گواهى داد كه « او ارادهء خلاف داشت . » و اسلام خان به موجب حكم به قتل رسيد و خواجه جهان وزارت يافت . « 4 » [ 493 الف ] و در اين سال ايلدرم بايزيد چون از اسلامبول بازگشت ينگىپولى و ترموپيل « 5 » را فتح كرده به ولايت موره « 6 » توجه نمود و در قرامزيد عمارتى عالى ساخته به ادرنه رفت و دختر يلاق اغلان را به نكاح خود درآورد . و در اين طوى ايلدرم بايزيد مجلس شراب ترتيب نموده و تا آن غايت آل عثمان در مجلس شراب نخورده بودند . و رسوم قضا در زمان او مقرر شد . و از هر بيت بيست دينار و از هر محله دو آقچه بعد از آن همه ساله به قاضيان مىداد .

--> ( 1 ) . متن : راى بر سنگ : تصحيح بر اساس منتخب التواريخ . ( 2 ) . قنّوج : يا كنوج شهرى است در بخش فرح‌آباد ، جنوب غربى مركز اوتارپرادش ، بر كنار رود گنگ . در 598 ه . ق به تصرف مسلمانان درآمد . ( 3 ) . ق : حيقره ؛ م ، ش : حيره . ( 4 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 262 ) : « اسلام خان را به تهمت ارادهء بغى سياست فرمود . » در خصوص « ارادهء بغى » اسلام خان ، در تاريخ مباركشاهى ( ص 152 ) آمده كه « . . . در ماه رجب سنة المذكور نبشتهء خوجه جهان - كه نايب غيبت در شهر بود - بر سلطان رسيد بر مضمون آنكه اسلام خان مىخواهد سمت ملتان و لوهر رود و آنجا فتنه انگيزد . . . سلطان . . . از او استفسار كرد . او منكر گشت . جاجر نام كافرى - برادرزادهء اسلام خان - به سببى از او رنجيده بود . به دروغ بر روى او گواهى داد . اسلام خان را به ناحق پيش دربار سياست كردن فرمود . » ( 5 ) . نسخ : ننل ننل . ( 6 ) . موره تا آغاز جنگ صليبى تابع امپراتورى بيزانس بود . بعدها پس از آنكه امپراتورى لاتين در استانبول به وجود آمد به اين امپراتورى وابسته شد و در سال 1362 م . با انتقال قدرت از سوى لاتين‌ها به دست بيزانس ، مجدّدا تحت تابعيت اين امپراتورى درآمد .